تبليغاتX
دلتنگی های من



كنارم بخواب و به دورم بتاب و

از اين لب بنوش چون تشنه كه آب و

گل آتشي تو ، حرارت منم من

كه ديوانه بي قرارت منم من

خدا دوست دارد لبي كه ببوسد

نه آن لب كه از ترس دوزخ بپوسد

خدا دوست دارد من و تو بخنديم

نه در جاهليت بپوسيم بگنديم

كنارم بخواب و به دورم بتاب و

از اين لب بنوش چو تشنه كه آب و

گل آتشي تو ، حرارت منم من

كه ديوانه بي قرارت منم من

بخواب آرام پيش من لبت رو بر لبم بگذار

منو لمسم كن و دل را به اين عاشق ترين بسپار

بخواب آرام پيش من ، مني كه بي تو مي ميرم

لبت رو بر لبم بگذار كه جان تازه مي گيرم

خدا دوست دارد لبي كه ببوسد

نه آن لب كه از ترس دوزخ بپوسد

خدا دوست دارد من و تو بخنديم

نه در جاهليت بپوسيم بگنديم

پ. ن : پس ببوس


tempfa.com نوشته شده در دوشنبه 17 تیر1387ساعت 14:21 توسط آلما | tempfa.com

خطوط را رها خواهم کرد
و همچنین شمارش اعداد را رها خواهم کرد
و از میان شکلهای هندسی محدود
به پهنه های حسی وسعت پناه خواهم برد
من عریانم عریانم عریانم
مثل سکوتهای میان کلام های محبت عریانم
و زخم های من همه از عشق است
از عشق عشق عشق
من این جزیره سرگردان را
از انقلاب اقیانوس
و انفجار کوه گذر داده ام
و تکه تکه شدن راز آن وجود متحدی بود
که از حقیرترین ذره هایش آفتاب به دنیا آمد

 

...

 

وقتی كه اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
و در تمام شهر
قلب چراغ های مرا تكه تكه می كردند
وقتی كه چشم های كودكانه عشق مرا
با دستمال تیره قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خون به بیرون می پاشید
وقتی كه زندگی من دیگر
چیزی نبود هیچ چیز بجز تیك تاك ساعت دیواری
دریافتم باید باید باید
دیوانه وار دوست بدارم

 

 

 

tempfa.com نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387ساعت 11:9 توسط آلما | tempfa.com

·

 بعضى از آدم‌ها جلد زرکوب، بعضى جلد ضخيم و بعضى جلد نازک و بعضى‌ها اصلا جلد ندارند.

· بعضى از آدم‌ها ترجمه شده‌اند و بعضى‌ها تفسير مى‌شوند.

· بعضى از آدم‌ها با کاغذ کاهى و نامرغوب چاپ مى‌شوند و بعضى با کاغذ خارجى

· بعضى از آدم‌ها تجديد چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها فقط يک بار چاپ مى‌شوند و بعضى از آدم‌ها فتوکپى آدم‌هاى ديگرند.

· بعضى از آدم‌ها داراى صفحات سياه و سفيد هستند و بعضى از آدم‌ها صفحات رنگى و جذاب دارند.

· بعضى از آدم‌ها تيتر و فهرست دارند و روى پيشانى بعضى از آدم‌ها نوشته‌اند: حق هرگونه کپى‌بردارى و استفاده بدون اجازه ممنوع و محفوظ است.

· بعضى از آدم‌ها قيمت روى جلد دارند بعضى‌ها با چند درصد تخفيف به فروش مى‌رسند و بعضى از آدم‌ها بعد از فروش پس گرفته نمى‌شوند.

· بعضى از آدم‌ها را بايد جلد گرفت بعضى‌ها را مى‌شود توى جيب گذاشت و بعضى‌ها را توى کيف و بعضى‌ها را روى قفسه قرار داد.

· بعضى از آدم‌ها نمايشنامه‌اند و در چند پرده نوشته و اجرا مى‌شوند و بعضى‌ها فقط جدول و سرگرمى‌اند و بعضى‌ها معلومات عمومى.

· بعضى از آدم‌ها خط‌خوردگى و خط‌ زدگى دارند و بعضى‌ها غلط چاپى و بعضى‌ها غلط املايى فراوانى دارند.

· از روى بعضى از آدم‌ها بايد مشق و از روى بعضى از آن‌ها بايد جريمه نوشت.

· بعضى از آدم‌ها در کلاس‌ها تدريس مى‌شوند و بعضى‌ها ممنوع بوده و مخفيانه دست به دست مى‌شوند.

· بعضى از آدم‌ها را بايد چندين بار خواند تا معنى آن‌ها را فهميد و بعضى‌ها نخوانده قابل فهم هستند.

· بعضى از آدم‌ها را بايد نخوانده دور انداخت و بعضى‌ها را هميشه بايد با خود همراه نمود.

· بعضى از آدم‌ها تفرقه‌انداز هستند و بعضى‌ها بانى وحدت و همبستگى.

· بعضى از آدم‌ها به نام ديگران چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها قبل از چاپ به فروش مى‌رسند.

· بعضى از آدم‌ها در قفسه خاک مى‌خورند و بعضى‌ها در انبار بايگانى شده‌اند.

· بعضى از آدم‌ها تاريخى‌اند و از گذشته صحبت مى‌کنند و بعضى‌ها آينده نگرند و به آينده مى‌پردازند.

· بعضى از آدم‌ها لطيفه‌اند و بعضى‌ها بى‌روح‌اند و خسته‌کننده.

· بعضى از آدم‌ها سياسى‌اند و در هر نوبت چاپ، رنگى ديگر به خود مى‌گيرند.

· بعضى آدم‌ها منبع و ماخذ ندارند و بعضى‌ها منبع و مرجع ديگرانند.

· بعضى از آدم‌ها شيرازه ندارند و زود از هم مى‌پاشند و بعضى‌ها شيرازه‌شان ميخ دارد و قبل از استفاده کهنه و پاره مى‌شوند.

· بعضى از آدم‌ها با محتوا هستند و بعضى‌ها بى‌محتوا و پوچ‌اند و فقط براى امرار معاش.

· بعضى از آدم‌ها ماندگارند و بعضى‌ها در چاپخانه مى‌مانند و بازيافت مى‌شوند.

· بعضى آدم‌ها هويت ندارند و بى‌نام و نشان‌اند و بعضى‌ها چندين نويسنده دارند.

· بعضى از آدم‌ها در کتابخانه نگهدارى مى‌شوند و بعضى‌ها در پياده‌رو خيابان به فروش مى‌رسند.

· بعضى آدم ها را کادو مى‌گيرند و هديه مى‌دهند.

· بعضى آدم‌ها را به مفت هم نمى‌خرند و بعضى‌ها از موزه‌ها به سرقت مى‌روند.

· بعضى از آدم‌ها بدون مجوز چاپ مى‌شوند و بعضى‌ها نياز به مجوز ندارند و بعضى‌ها تا ابد مجوز چاپ نمى‌توانند اخذ کنند.

· بعضى از آدم‌ها خاطره‌ اند و بعضى‌ها يادداشت شخصى.

· بعضى آدم‌ها در مدح ديگران نوشته مى‌شوند و بعضى‌ها در بدگويى ديگران.

· بعضى از آدم‌ها افسانه‌اند و بعضى‌ها رمان و بعضى‌ها داستان.

· بعضى آدم‌ها مذهبى‌اند و بعضى‌ها لامذهب و خيلى‌ها در اين ميان.

· بعضى از آدم‌ها احساسات ديگران را جريحه‌دار مى‌کنند و بعضى‌ها به ديگران احترام مى‌گذارند.

· بعضى از آدم‌ها به ديگران توهين مى‌کنند و بعضى‌ها توهين را به جان مى‌خرند.

· بعضى از آدم‌ها به زور بر ديگران تحميل مى‌شوند و بعضى‌ها خود به ميان ديگران مى‌روند.

· بعضى از آدم‌ها چند جلدى و قطورند و بعضى‌ها تک جلدى و لاغر.

· بعضى از آدم‌ها از جنگ مى‌گويند و بعضى از صلح و صفا.

· بعضى از آدم‌ها از شادى سخن مى‌گويند و بعضى‌ها از غم.


و ...ما از کدام دسته‌ايم ؟

 


tempfa.com نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 12:48 توسط آلما | tempfa.com

Image and video hosting by TinyPic

از هجوم نغمه اي بشكافت گور مغز من امشب:
مرده اي را جان به رگ ها ريخت،
پا شد از جا در ميان سايه و روشن،
بانگ زد بر من :مرا پنداشتي مرده
و به خاك روزهاي رفته بسپرده؟
ليك پندار تو بيهوده است:
پيكر من مرگ را از خويش مي راند.
سرگذشت من به زهر لحظه هاي تلخ آلوده است.
من به هر فرصت كه يابم بر تو مي تازم.
شادي ات را با عذاب آلوده مي سازم.
با خيالت مي دهم پيوند تصويري
كه قرارت را كند در رنگ خود نابود.
درد را با لذت آميزد،
در تپش هايت فرو ريزد.
نقش هاي رفته را باز آورد با خود غبار آلود
مرده لب بربسته بود.
چشم مي لغزيد بر يك طرح شوم.
مي تراويد از تن من درد.
نغمه مي آورد بر مغزم هجوم

.

.

.

.

.

پ.ن : اي عرش كبريايي چيه پس تو سرت

         كي با ما راه  ميايي جون مادرت

tempfa.com نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 12:20 توسط آلما | tempfa.com
به خدا دلتنگی من یه اپیدمی نیست

نمی دونم دارم تقاص چی یا کی را پس میدم همش بدبیاری برای تمام اتفاق های موجود بدترین حالتش رو برام پیش میاد نمی دونم چرا

نمی دونم هر چی فکر می کنم چی کار کردم چیزی یادم نمیاد فقط خیلی خودم رو محکم گرفتم نمی دونم کی بخورم زمین ...

کاش می ذاشتن حداقل کار خودم رو انجام بدم هرکس به من یه دستور میده

اصلاْ نمی دونم چرا اینا رو می نویسم اومدم یه کم قدم بزنم شاید دلم باز بشه بی اختیار به سمت کافی نت کشیده شدم

بی خیال روزگار

تنها چیزی که میتونم بگم بی خیال روزگار میگذره همه چیز

tempfa.com نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 20:52 توسط آلما | tempfa.com

دلم گرفته

 دلم گرفته

 به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

 كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

 پرنده مردني است ...

   پ . ن : از اون هايي كه از دلتنگي هاي من خسته شدن خواهش مي كنم به وبلاگم سر نزنن

tempfa.com نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 9:27 توسط آلما | tempfa.com

خدایا:عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.

خدایا:به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.

خدایا:رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.

خدایا:مرا همواره اگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

خدایا:جهل امیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد.

خدایا:شهرت منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " میخواهند باشم" نکند.

خدایا:درروح من اختلاف در "انسانیت" را به اختلاف در فکر واختلاف در رابطه با هم میامیز. ان چنان که نتوانم این سه قوم جدا از هم را باز شناسم.

خدایا:مرا به خا طر حسد کینه و غرض عمله اماتور مگردان.

خدایا:خودخواهی را چندان درمن بکش یا درمن برکش تاخودخواهی دیگران را احساس نکنم واز ان در رنج نباشم.

خدایا:مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق« باشم.

خدایا:به من « تقوای ستیز» بیاموز تا درانبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

خدایا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.

لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

" دكتر علي شريعتي "

پ.ن : فقط خدا آرامش دهنده است و بس


tempfa.com نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 11:51 توسط آلما | tempfa.com

درعمیق ترین رویاهای ذهنم پروازت آسان است

و ثبـت عشقـت بی گـمان شکـی نـدارد
tempfa.com نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 14:58 توسط آلما | tempfa.com



سلام

اين اولين پست من تو سال جديده . سالي كه تا الانش شروع خوبي نداشته ظاهراً همه چي معمولي و شايد هم خوب بوده ولي ته دلم يه غم خونه كرده بود كه حتي اگه جايي بودم كه بهم خوش ميگذشت هم اين غمه نمي ذاشت .

فقط 13 خوبي داشتم توي ظهيرالدوله سر قبر فروغ فرخزاد ، روز 13 براي دومين بار بود كه توي تعطيلات عيد رفتم پيش فروغ ، چه حالي داد . من و دوستم (يكي از بهترين دوستام كه شايد سالي يك يا دو بار بتونم بيام تهران ببينمش ) بارون هم ميومد نذاشت شمعم تا آخر بسوزه . يه نخ سيگار هم واسه فروغ روشن كرديم گذاشتيم تا آخر بكشه ... اونجا گريه كردم ، خنديدم ، شعر خوندم ، داد زدم  .......

شايد تنها 13 باشه كه تا آخر عمرم يادم بمونه

.

.

.

من از نهايت شب حرف ميزنم

و از نهايت تاريکي

حرف ميزنم

اگر به خانه من آمدي

براي من اي مهربان

چراغ بيار

و يک دريچه که از آن

به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
tempfa.com نوشته شده در پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 9:35 توسط آلما | tempfa.com

آه... باران، شعر قشنگ زيستن کجاست؟
چقدر بايد دنبال حقيقت باشم؟
حقيقت کجاست؟
اين روزها چقدر آسمان نامهربان شده است
هيچکس حرف ستاره‌ها را به درستي نمي‌فهمد،
هيچکس براي سرخ شدن گونه‌هاي دل يک عاشق تره هم خرد نمي‌کند.
آه! انسان... اشرف مخلوقات، کجاست؟
مايه فخر خداوند به خود.... آن زمان که بعد از آفرينش آدم گفت: «فتبارک الله احسن الخالقين...»
حوا مگر همدم آدم نبود... مگر خداوند نگفت من زن و مرد را براي هم و مايه آرامش هم آفريدم؟...
چه شد که اين روزها قلب آدم مثل روزهاي نخستين خلقت براي حوا نمي‌‌تپد...!
ديگر نه آدم، آدم است
نه انسان، اشرف مخلوقات...!
شايد به همين جرم آدم را از بهشت بيرون کردند.
به جرم پيمان شکني...
دلم براي حوا سوخت...
همين ديروز...
وقتي شنيدم بي آدم شد...!

............................

پ.ن 1 : با گذشت هر سال آدميت بيشتر ميميره 

پ.ن2 : راه زندگي مون نمي دونيم به كجا ختم ميشه ولي حالا كه تو اين جاده افتاديم ادامه  ميديم شايد يه شهاب سنگ  سعي كنه مسيرت رو بهت نشون بده  ولي انتخاب با خودته

پ.ن 3 : براي همه دوست هايي كه با من بودم و تنهام نذاشتم سال خوبي رو آرزو مي كنم ولي به قول يكي از دوستام عيد رو نبايد تبريك گفت شايد ...

پ.ن 4 : پروانه لحظات را حساب مي کند نه ماه ها را ، و اينگونه است که بقدر کافي زمان دارد. لحظاتت پر از پروانه هاي شادي باد

 

tempfa.com نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 10:9 توسط آلما | tempfa.com