تبليغاتX
دلتنگی های من
سلام
فکر کنم دیگه می دونید هر وقت واسه پست که می خوام غر بزنم . می خوام تنهاییمو اینجا خالی کنم . فکرم خیلی مشغوله همه جملات تو سرم وٍل می خورن . همش دارم فکر می کنم و به هیچ جا نمی رسم . شاید خودم رو تا یه حدودی پیدا کردم ولی راهم رو باد نیستم دنبال راهم میگردم پیداش نمی کنم سردرگمم . نمی دانم باید چی کار کنم . یه کارایی قبلاً‌کردم که مثل سگ پشیمونم هیچ وقت نمی تونم اونا رو جبران کنم فقط باید سعی کنم تکرار نشه . بدجوری تو گل گیر کردم .

.

.

پ.ن : من کم نیوردم اگه ساکتم دنبال راهم هستم نمی دونم بتونم درست پیداش کنم یا نه

tempfa.com نوشته شده در یکشنبه 30 دی1386ساعت 8:59 توسط آلما | tempfa.com


در  برابر خدا

از تنگناي محبس تاريكي
از منجلاب تيره اين دنيا
بانگ پر از نياز مرا بشنو
آه اي خدا ي قادر بي همتا
يكدم ز گرد پيكر من بشكاف
بشكاف اين حجاب سياهي را
شايد درون سينه من بيني
اين مايه گناه و تباهي را
دل نيست اين دلي كه به من دادي
در خون تپيده آه رهايش كن
يا خالي از هوي و هوس دارش
يا پاي بند مهر و وفايش كن
تنها تو آگهي و تو مي داني
اسرار آن خطاي نخستين را
تنها تو قادري كه ببخشايي
بر روح من صفاي نخستين را
آه اي خدا چگونه ترا گويم
كز جسم خويش خسته و بيزارم
هر شب بر آستان جلال تو
گويي اميد جسم دگر دارم
از ديدگان روشن من بستان
شوق به سوي غير دويدن را
لطفي كن اي خدا و بياموزش
از برق چشم غير رميدن را
عشقي به من بده كه مرا سازد
همچون فرشتگان بهشت تو
ياري به من بده كه در او بينم
يك گوشه از صفاي سرشت تو
يك شب ز لوح خاطر من بزداي
تصوير عشق و نقش فريبش را
خواهم به انتقام جفاكاري
در عشقش تازه فتح رقيبش را
آه اي خدا كه دست توانايت
بنيان نهاده عالم هستي را
بنماي روي و از دل من بستان
شوق گناه و نقش پرستي را
راضي مشو كه بنده ناچيزي
عاصي شود بغير تو روي آرد
راضي مشو كه سيل سرشكش را
در پاي جام باده فرو بارد
از تنگناي محبس تاريكي
از منجلاب تيره اين دنيا
بانگ پر از نياز مرابشنو
آه اي خداي قادر بي همتا
.
.
.
پ.ن1 : کاش میشد وقتی اینجوری دستت دو به سمت خدا دراز می کنی دست خدا رو تو دستت حس کنی
پ.ن 2: این شعر از عشق منه (‌ فروغ فروخزاد )
پ.ن 3: من هر وقت کم میارم یاد خدا می افتم

tempfa.com نوشته شده در یکشنبه 23 دی1386ساعت 13:37 توسط آلما | tempfa.com