تبليغاتX
دلتنگی های من
به خدا دلتنگی من یه اپیدمی نیست

نمی دونم دارم تقاص چی یا کی را پس میدم همش بدبیاری برای تمام اتفاق های موجود بدترین حالتش رو برام پیش میاد نمی دونم چرا

نمی دونم هر چی فکر می کنم چی کار کردم چیزی یادم نمیاد فقط خیلی خودم رو محکم گرفتم نمی دونم کی بخورم زمین ...

کاش می ذاشتن حداقل کار خودم رو انجام بدم هرکس به من یه دستور میده

اصلاْ نمی دونم چرا اینا رو می نویسم اومدم یه کم قدم بزنم شاید دلم باز بشه بی اختیار به سمت کافی نت کشیده شدم

بی خیال روزگار

تنها چیزی که میتونم بگم بی خیال روزگار میگذره همه چیز

tempfa.com نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 20:52 توسط آلما | tempfa.com

دلم گرفته

 دلم گرفته

 به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

 كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

 پرنده مردني است ...

   پ . ن : از اون هايي كه از دلتنگي هاي من خسته شدن خواهش مي كنم به وبلاگم سر نزنن

tempfa.com نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 9:27 توسط آلما | tempfa.com