تبليغاتX
دلتنگی های من

جهان آلوده ی خواب است

فرو بسته است وحشت در به روی هر تپش هر بانگ

چنان که من به روی خویش

در این خلوت که نقش دلپذیرش نیست

و دیوارش فرو میخواندم در گوش

میان این همه انگار

چه پنهان رنگ ها دارد فریب زیست

شب از وحشت گرانبار است

جهان آلوده خواب است و من در وهم خود بیدار

چه دیگر طرح می ریزد فریب زیست

در این خلوت که حیرت نقش دیوار است ؟

.

.

.

پ.ن : خیلی حرف دارم ولی نمیشه گفت به هیچ کس

دارم خفه میشم

کمک
tempfa.com نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387ساعت 12:50 توسط آلما | tempfa.com