تبليغاتX
دلتنگی های من


خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز.

 هر طرف می سوزد این آتش،

 پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود.


من به هر سو می دوم گریان،

 در لهیب آتش پر دود؛

 
وز میان خنده هایم تلخ،

  و خروش گریه ام ناشاد،

از دورن خسته ی سوزان،

می کنم فریاد ، ای فریاد ! ی فریاد!

 
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم.

 همچنان می سوزد این آتش ،

نقشهایی را که من بستم به خون دل،

 بر سر و چشم در و دیوار ،

در شب رسوای بی ساحل.

 وای بر من ، سوزد و سوزد

 غنچه هایی را که پروردم به دشواری،

در دهان گود گلدانها ،

روزهای سخت بیماری.

از فراز بامهاشان ، شاد ،

دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب،

بر من آتش به جان ناظر .

در پناه این مشبک شب .


من به هر سو می دوم ،

 گریان ازین بیداد.

 
 
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد!

 
 
وای بر من ، همچنان می سوزد این آتش  

آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛

و آنچه دارد منظر و ایوان.

 من به دستان پر از تاول  

این طرف را می کنم خاموش،

وز لهیب آن روم از هوش؛

ز آندگر سو شعله برخیزد ، به گردش دود.


 تا سحرگاهان ، که می داند، که بود من شود نابود.

 
 
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر،

 صبح از من مانده بر جا مشت خکستر ؛


وای ، ایا هیچ سر بر می کنند از خواب،

مهربان همسایگانم از پی امداد ؟


سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد .


می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد!

 پ.ن 1 : تو هم با من نبودی یار

پ.ن 2 : دلم نمی خواد سال جدید بیاد چون از اتفاقاتش می ترسم

پ ن 3 : فکر نمی کنم تا سال جدید که 6 روز دیگه مونده آپ کنم پس پیشاپیش سال جدید رو به همه دوستان تبریک می گم و آرزو می کنم سال خوبی داشته باشند

tempfa.com نوشته شده در شنبه 24 اسفند1387ساعت 13:30 توسط آلما | tempfa.com